X
تبلیغات
رایتل

نقد و بررسی فیلم Dawn of the Planet of the Apes

جمعه 23 آبان 1393 ساعت 20:22

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-1وقتی در آخر قسمت قبلی بازسازی جدید «سیاره‌ی میمون‌ها» یعنی «ظهور سیاره‌ی میمون‌ها» محصول ۲۰۱۱ دنیای میمون ها یعنی همان زمین را ترک کردیم، روابط میان انسان ها و خویشاوندان میمونی ما بیش از آن صدمه دیده بود که بشود تصور ترمیم آن را کرد. طی سالهایی که از پی آمده اند این روابط تنها رو به وخامت بیشتری گذاشته اند. بیشتر انسان ها به وسیله ی یک بیماری بدخیم که تنها ۱ نفر از هر ۵۰۰ نفر از نژاد ما در برابر آن مصون است، از صحنه ی روزگار پاک شده اند. زندگی دسته های بازماندگان به تار مویی بسته است و منابع آنها همگی رو به اتمام هستند.

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-7میمون ها از طرف دیگر زندگی نسبتاً خوبی دارند. آنها که فرمانروایی دنیای وحش را برعهده دارند مشغول به وجود آوردن زبانی پیچیده از طریق نشانه ها و کلام هستند. خیلی هایشان انگلیسی ابتدایی را می فهمند. اعضای اولیه ی جامعه به اینجا رسیده اند. آنها از زمان آن الگوهای نشان داده شده در فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه‌ی فضایی» که استخوان در هوا پرتاب می کردند بسیار پیشرفت کرده اند. آنها به شیوه ای فصیح و شاید دارای غرش های بسیار، درباره ی جایگاه خود در نظام جهان جدید بحث می کنند و این مسئله می تواند به اعضای مجلس اعیان بریتانیا اندک چیزهایی بیاموزد.

تنها عاملی که مانع این می شود که آنها کنترل کل جهان را به دست بگیرند توانایی مصرانه ی نوع بشر برای مقاومت در برابر منقرض شدن به هر وسیله ی لازمه ی ممکن است که آنطور که در اینجا مطرح شده به معنی آماده شدن برای جنگیدن است. در حالیکه فیلم قبلی متصور هشیاری رو به رشد میمون ها برای شورش بود، فیلم حاضر ما را به جنگ گوریل ها بر علیه مبارزین چریکی وارد می کند، نوعی نزاع که برنده ی مشخصی ندارد و در آن هرگز مجبور نیستیم طرف یکی از گروه ها را بگیریم.

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-4ما در میانه ی طرفین جای خود را انتخاب می کنیم. در جبهه ی میمون ها، رهبر آنها سزار (اندی سرکیس) نامگذاری به شدت مناسبی دارد و متوجه می شود رقیب ترشرو و بدنام شده ای به نام کوبا (توبی کبل) در تلاش های او برای برقراری حاکمیت با ثبات اختلال ایجاد می کند و می خواهد برای همیشه از شر قوم و خویش های بدوی و مورد تنفر خود خلاص شود. در میان انسان ها بحران بر سر سوخت باعث می شود معمار سابق مالکوم (جیسون کلارک) وارد قلمرو میمون ها خارج از سن فرانسیسکو بشود که آنجا یک سد تولید برق به وسیله ی آب وجود دارد که احیا شده و آخرین امید جامعه ی او برای تولید مجدد برق است. آتش بس هشیارانه ای برقرار می شود، به این شرط که او و همراهانش اسلحه های خود را تحویل بدهند و آنها هم با میل خود اینکار را می کنند. اما در جایی که این سلاح ها از آن آمده اند، سلاح های بسیار بیشتری وجود دارد، در سنگرگاه مرکز شهر که رهبر جنبش مقاومت دریفوس (گری اولدمن) فرماندهی را بر عهده دارد.

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-2صلح به دفعات متعدد تنها به حرکت کوچک انگشت کشیدن ماشه بستگی دارد. فیلم مؤکداً اثری است که پیامی درباره ی قانون کنترل اسلحه در خود دارد. یک صحنه ی امیدوار کننده میان پسر مالکوم (کودی اسمیت مکفی) و موریس، اورانگوتان بورنئویی فیلم قبی وجود دارد که آنها یک روز صبح با همدیگر یک رمان تصویری را ورق می زنند. اما خوش بینی و روابط خوب میان دو نژاد در این لحظه با برشی به صحنه ی آزمایش اسلحه ها در شهر، که در نسخه ی سه بعدی مستقیماً به سمت چشم ما نشانه می رود انگار به شکلی بدشگون شلیک شده است، از ذهن پاک می شود. این یکی از ظریف ترین لحظات فیلم نیست اما منظور خود را می رساند. کمتر ممکن است به جای جمله ی “دستهای مرده ی سرد” از «چارلتون هستون» یاد جمله ی “پنجه هات رو از روی من بردار” از او بیفتید.

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-3از نقطه نظر طراحی و جلوه های ویژه فیلم با تکیه بر آنچه در فیلم قبلی به دست آمد، ساختاری فوق العاده پیدا کرده است. طراحی صحنه ی اردوگاه میمون ها و دژ انسان ها هر دو به شکلی خیره کننده باورپذیر هستند. نشانه های جغرافیایی مرکز شهر متروکه ی سن فرانسیسکو که از خزه پوشیده شده اند، این محیط را به جنگل شهری فیلم «من افسانه هستم» محصول ۲۰۰۷ شبیه می کنند که نمونه مشابه درجه بالایی است. وقتی همه چیز در هم می شکند و آشفته می شود، کارگردان فیلم «مت ریوز» (سازنده ی «کلاورفیلد» و «بگذار وارد شوم/Let Me In») و گروه اش فضا را تیره، جهنم وار و به هم ریخته نشان می دهد. یک پانوراما (نمای ۳۶۰ درجه) نمایشی فوق العاده از خشونت های موقع شب وجود دارد که در آن کوبا کنترل یک برجک تانک در حال چرخش را به دست می آورد و دوربین آن را در چند چرخش ۳۶۰ درجه دنبال می کند و همه نوع صدا و آشوبی را در خود ثبت می کند.

Dawn-of-the-Planet-of-the-Apes-6در سراسر فیلم اثر صبوری و هشیاری دیده می شود، همینطور مشغولیت به ایده هایی درباره ی دیپلماسی، بازداری از راه ارعاب و تهدید، قانون و رهبری. گرچه فیلم گاهی در مرز نمایش حماقت میمون های عصبانی پیش می رود، اما در کلیت خود به شیوه ای تأثیرگذار غیر ابلهانه است. جلوه های هنرمندانه به کنار، حتی یکبار هم به نظر نمی رسد که ریوز صحنه ای را تنها به خاطر اینکه نشان بدهد جلوه های ویژه چه خوب انجام شده اند، طراحی کرده باشد. این نقص معمولی است که حتی در لذت بخش ترین فیلم های رقیب همین تابستان هم دیده می شود.

جلوه های ویژه ی فیلم مجدداً در گروه وتای «پیتر جکسون» تحت نظارت «جو لتری» و «دن لمون» صورت گرفته است و خصوصیت فوق العاده ی موشن کپچر بی نظیر فیلم برای بافت احساسی فیلم هم به شدت ضروری و مهم است. این جلوه ها برای شخصیت ها چیزی بیش از یک منظره ی تماشایی فراهم می کنند و از طرف دیگر این شخصیت ها هستند که کاری می کنند تماشای این جلوه ها ارزش کنونی را داشته باشد. مشخص می شود که ریوز با کارآیی روز افزونش دقیقاً همان کسی بود که باید تولید این مجموعه را بر عهده می گرفت، و این تنها به دلیل اینکه فیلم ها کاملاً آراسته و پیراسته هستند، نیست. ما به دنبال آلودگی و تیرگی و ناامیدی هستیم.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.